تبلیغات
دوست من سلام...
 
دوست من سلام...
زندگی پیمودن راهی بسوی خداست...مراقب قدم هایمان باشیم که حتی مورچه ای زیرپایمان له نشود...
                                                        
درباره وبلاگ

به نام خدایی که درهمین نزدیکیست
**ونحن اقرب الیه من حبل الورید**
مدیر وبلاگ : احمدرضا بیگدلی
نظرسنجی
چند درصد ازاین وبلاگ راضی هستید؟(لطفادلیل روهم برام بفرستید)









آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
F
زشت ترین دختردنیا

دختر دانش آموز صورتی زشت داشت. دندان هایی نامتناسب با گونه هایش، موهای کم پشت و رنگ چهره ای تیره... روز اولی که به مدرسه ما آمد، هیچ دختری حاضر نبود کنار او بنشیند. نقطه مقابل او دختر زیبارو و پولداری بود که مورد توجه همه قرار داشت... او در همان روز اول مقابل تازه وارد ایستاد و از او پرسید : میدونی زشت ترین دختر این کلاسی؟!! 
یک دفعه کلاس از خنده ترکید …


ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان های مختلف، 
برچسب ها :





وقت اضافی برای خداوند!

چقدر خنده داره
که یک ساعت خلوت با خدا دیر و طاقت فرساست. ولی 90 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می‌گذره!


چقدر خنده داره
که صد هزارتومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می‌ریم کم به چشم میاد!

  
چقدر خنده داره
که یک ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر میاد اما یک ساعت فیلم دیدن به سرعت می‌گذره!
 

چقدر خنده داره
که وقتی می‌خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می‌کنیم چیزی به فکرمون نمیاد تا بگیم اما وقتی که می‌خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم!
.....


ادامه مطلب


نوع مطلب : دل نوشته...، 
برچسب ها :




دوشنبه 25 خرداد 1394 :: نویسنده : احمدرضا بیگدلی
داستان قیمت معجزه!!

وقتی سارا دخترک هشت ساله ای بود، شنید که پدر ومادرش درباره برادر کوچکترش صحبت می کنند. فهمید برادرش سخت بیمار است و آنها پولی برای مداوای او ندارند. پدر به تازگی کارش را از دست داده بود و نمی توانست هزینه جراحی پرخرج برادر را بپردازد. سارا شنید که پدر آهسته به مادر گفت: فقط معجزه می تواند پسرمان را نجات دهد.

سارا با ناراحتی به اتاق خوابش رفت و از زیر تخت، قلک کوچکش را درآورد. قلک را شکست، سکه ها را روی تخت ریخت و آنها را شمرد، فقط 5 دلار.
...


ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان های مختلف، 
برچسب ها :




دسته گلی برای عشقم مادر

مردی مقابل گل فروشی ایستاد. او می‌خواست دسته گلی برای مادرش که در شهر دیگری بود سفارش دهد تا برایش پست شود.
وقتی از گل فروشی خارج شد٬ دختری را دید که در کنار درب نشسته بود و گریه می‌کرد. مرد نزدیک دختر رفت و از او پرسید : دختر خوب چرا گریه می‌کنی؟
دختر گفت: می‌خواستم برای مادرم یک شاخه گل بخرم ولی پولم کم است. مرد لبخندی زد و گفت: با من بیا٬ من برای تو یک دسته گل خیلی قشنگ می‌خرم تا آن را به مادرت بدهی.
وقتی از گل فروشی خارج می‌شدند دختر در حالی که...


ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان های مختلف، 
برچسب ها :




کدام یک راسوارمیکنید؟(بسیارجالب)


یك شركت بزرگ قصد استخدام تنها یك نفر را داشت. بدین منظور آزمونی برگزار كرد كه تنها یك پرسش داشت. پرسش این بود :

شما در یك شب طوفانی سرد در حال رانندگی از خیابانی هستید. از جلوی یك ایستگاه اتوبوس در حال عبور كردن هستید. سه نفر داخل ایستگاه منتظر اتوبوس هستند.

یك پیرزن كه در حال مرگ است. یك پزشك كه قبلاً جان شما را نجات داده است. یك خانم/آقا كه در رویاهایتان خیال ازدواج با او را دارید. شما می‌توانید تنها یكی از این سه نفر را برای سوار نمودن بر گزینید. كدامیك را انتخاب خواهید كرد؟ دلیل خود را بطور كامل شرح دهید
:

پیش از اینكه ادامه حكایت را بخوانید شما نیز كمی فكر كنید ....
...........


ادامه مطلب


نوع مطلب : مطالب جالب وخواندنی، 
برچسب ها :




آیاشما در زمره دو درصد افرا د باهوش دنیا هستید؟؟؟

پس مساله زیر را حل کنید ودریابید که درمیان افراد باهوش جهان قرار دارید یا خیر؟
هیچگونه کلک وحقه ای دراین مساله وجود ندارد وتنها "منطق محض"میتواند شما را به جواب برساند...
...



ادامه مطلب


نوع مطلب : مطالب جالب وخواندنی، 
برچسب ها :




چهارشنبه 7 خرداد 1393 :: نویسنده : احمدرضا بیگدلی
ماچگونه ماشدیم؟!
(بسیارتامل برانگیز)

ژاپنی ها در همان کلاس اول دبستان، با بچه های شان اتمام حجت می کنند و آن ها را از آینده ای که در انتظار کشورشان است باخبر می کنند. درس اول آن ها جغرافیا است. نقشه ژاپن را می گذارند جلوی بچه های شان و می گویند: ببینید، این، ژاپن کوچک ماست! نه نفت دارد، نه گاز دارد و نه معدن! زمین اش محدود است و جمعیت اش زیاد. ژاپنی ها از همان کلاس اول فرزندان شان را با لیستی از «نداشته ها»ی شان آشنا می کنند. خیلی خودمانی بگوییم، بچه های شان را از آینده ای که در آن کار و تلاش طاقت فرسا نباشد می ترسانند. در نظام آموزشی ژاپن، فهرست مشاغل مورد نیاز جامعه، از همان کلاس اول، در اختیار بچه ها و والدین شان قرار داده می شود. حجم موضوعات درسی کتاب های درسی ژاپن، تقریبن یک سوم اروپا است! چون ژاپنی ها معتقد اند «عمق» بهتر از «وسعت» است! حالا این سیستم آموزشی- تربیتی را با سیستم حاکم در کشور خودمان مقایسه کنید. از همان روز اول،...



ادامه مطلب


نوع مطلب : مطالب جالب وخواندنی، 
برچسب ها :




داستان زیبای مدیریت صحیح


در یکی از دانشگاه‌های تورنتو (کانادا) مد شده بود دخترها وقتی می‌رفتند
توی دستشویی، بعد از آرایش کردن آینه را می‌بوسیدن تا جای رژ لبشون روی
آینه دستشویی بمونه. مستخدم بی چاره از بس جای رژ لب پاک کرده بود خسته
شده بود. برای همین، موضوع را با رئیس دانشگاه در میان گذاشت.
...



ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان های مختلف، 
برچسب ها :




متوسط ضریب هوش کشورهای مختلف دنیا+ایران


ادامه مطلب


نوع مطلب : مطالب جالب وخواندنی، 
برچسب ها :




ایرانیان در رتبه سوم تنبلی جهان

بسیاری از عادت های فرهنگی و صفات اجتماعی ما ریشه در تنبلی اجتماعی دارد. ایرانی ها ضمن این که دارای میزان تنبلی بالاتر از متوسط جهانی هستند، جایگاه سوم را به خود اختصاص داده اند.

به گزارش ایسنا، در همین راستا در کشور ما فرهنگ یقه سفیدی پذیرفته شده، یعنی افراد درس می خوانند تا کار نکنند و اگر کسی درس نخواند باید کار کند، یعنی فرار کردن از کار و زحمت یک نوع زندگی است. این خصایص اخلاقی منفی در جامعه به یکی از ویژگی های رفتاری ناپسند تبدیل شده است.



ادامه مطلب


نوع مطلب : مطالب جالب وخواندنی، 
برچسب ها :






فواید بسیارجالب قلقلک دادن...


ادامه مطلب


نوع مطلب : مطالب جالب وخواندنی، 
برچسب ها :




رازهای زندگی (زندگی را آسان بگیر)


رازهای زندگی (زندگی را آسان بگیر)



میگویند در کشور ژاپن مرد میلیونری زندگی میکرد که از درد چشم خواب بچشم نداشت و برای مداوای چشم دردش انواع قرصها و آمپولها را بخود تزریق کرده بود اما نتیجه چندانی نگرفته بود. وی پس از مشاوره فراوان با پزشکان و متخصصان زیاد درمان درد خود را مراجعه به یک راهب مقدس و شناخته شده میبیند.
...



ادامه مطلب


نوع مطلب : مطالب جالب وخواندنی، 
برچسب ها :




یکشنبه 1 دی 1392 :: نویسنده : احمدرضا بیگدلی

هارپ چیست؟

سلام دوستای عزیز..امروزیه مطلبی روبراتون میذارم که به4 سال قبل برمیگرده ولی باتمام این وجود مطمئنم که خیلی ازماایرانیا به این موضوع آگاهی نداریم..توصیه میکنم تا آخرمقاله رومطالعه کنید..




ادامه مطلب


نوع مطلب : بکرنیوز...، 
برچسب ها :




چهارشنبه 27 شهریور 1392 :: نویسنده : احمدرضا بیگدلی


پس این چی؟؟لطفابخوانید..


ادامه مطلب


نوع مطلب : دل نوشته...، 
برچسب ها :




چهارشنبه 27 شهریور 1392 :: نویسنده : احمدرضا بیگدلی
21سخن زیباازافراد مشهور

" محبت همه چیز را شکست می‌دهد و خود شکست نمیخورد  "   
 تولستوی
  
" ما ندرتاً دربارۀ آنچه که داریم فکر می‌کنیم ، درحالیکه پیوسته در اندیشۀ چیزهایی هستیم که نداریم "  
شوپنهاور 
  
" آنكه می‌تواند ، انجام می‌دهد،آنكه نمی‌تواند انتقاد می‌كند "  
جرج برنارد شاو 
  
" لحظه ها را گذراندیم که به خوشبختی برسیم؛ غافل از آنکه لحظه ها همان خوشبختی بودند "  
علی شریعتی 
  
" تمدن، تنها زاییده اقتصاد برتر نیست، در هنر و ادب و اخلاق هم باید متمدن بود و برتری داشت "  
لویی پاستور
...


ادامه مطلب


نوع مطلب : مطالب جالب وخواندنی، 
برچسب ها :




جمعه 11 مرداد 1392 :: نویسنده : احمدرضا بیگدلی

داستان دو دوست

روزی دو دوست در بیابانی راه می رفتند . ناگهان بر سر موضوعی اختلاف پیدا کردند و کار به مشاجره کشید .یکی از آنها از سر خشم سیلی محکمی توی گوش دیگری زد .

دوست سیلی خورده هم خون سرد روی شن های بیابان نوشت : امروز بهترین دوستم بر چهره ام سیلی زد . آن دو کنار یکدیگر به راه رفتن ادامه دادند تا به یک آبادی رسیدند. تصمیم گرفتند قدری آنجا بمانند و استراحت کنند. ناگهان پای شخصی که سیلی خورده بود لغزید و داخل برکه افتاد...



ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان های مختلف، 
برچسب ها :




جمعه 4 مرداد 1392 :: نویسنده : احمدرضا بیگدلی

داستان زن بی وفا

حکیمی جعبه‌اى بزرگ پر از مواد غذایى و سکه و طلا را به خانه زنى با چندین بچه قد و نیم قد برد.

زن خانه وقتى بسته‌هاى غذا و پول را دید شروع کرد به بدگویى از همسرش و گفت:

شوهر من آهنگرى بود که از روى بى‌عقلى دست راست و نصف صورتش را در یک حادثه در کارگاه آه

نگرى از دست داد و مدتى بعد از سوختگى علیل و از کار افتاده گوشه خانه افتاد تا درمان شود.

وقتى هنوز مریض و بى‌حال بود چندین بار در مورد برگشت سر کارش با او صحبت کردم ولى به جاى اینکه دوباره سر کار آهنگرى برود مى‌گفت که دیگر با این بدنش چنین کارى از او ساخته نیست و تصمیم دارد سراغ کار دیگر برود.

من هم که دیدم او دیگر به درد ما نمى‌خورد برادرانم را صدا زدم و با کمک آن‌ها او از خانه و دهکده بیرون انداختیم تا لااقل خرج اضافى او را تحمل نکنیم.

با رفتن او ، بقیه هم وقتى فهمیدن وضع ما خراب شده از ما فاصله گرفتند و امروز که شما این بسته‌هاى غذا و پول را برایمان آوردید ما به شدت به آنها نیاز داشتیم.


اى کاش همه انسان‌ها مثل شما جوانمرد و اهل معرفت بودند!




ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان های مختلف، 
برچسب ها :




داستان الماس ها کجایند

داستانی عبرت آموز در مورد زندگی یک زارع  پیر افریقایی وجود دارد که به موفقیت زیادی دست یافت، ولی یک روز از شنیدن داستان کسانی که به افریقا می روند به هیجان آمد.

او مزرعه خود را می فروشد و تصمیم می گیرد به افریقا برود ، معدن الماس کشف کند و به ثروتی افسانه ای دست یابد . او قاره افریقا را در مدت 12 سال زیر پا می گذارد و عاقبت در نتیجه بی پولی ، تنهایی، خستگی و بیماری و ناامیدی ، خود را به درون اقیانوس پرت می کند و غرق می شود.
از طرف دیگر ، زارع جدیدی که مزرعه او را خریده بود ، هنگامی که  به قاطر خود ، در رودخانه ای که از وسط مزرعه اش می گذرد ، آب دهد ، تکه سنگی پیدا می کند که نور درخشانی از خود ساطع می کند.


ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان های مختلف، 
برچسب ها :




داستان بیل گیتس در رستوران

بعد از خوردن غذا بیل گیتس 5 دلار به عنوان انعام به پیش خدمت دادپیشخدمت ناراحت شد
بیل گیتس متوجه ناراحتی پیشخدمت شد و سوال کرد : چه اتفاقی افتاده؟
پیشخدمت : من متعجب شدم ....


ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان های مختلف، 
برچسب ها :




جمعه 4 مرداد 1392 :: نویسنده : احمدرضا بیگدلی
داستان زن باهوش


خانم جذابی با آقای ویلیام گلادستون سیاستمدار برجسته انگلیسی شام خورد. شب بعد در ضیافت شامی شرکت کرد و در کنار رقیب برجسته ی گلاداستون، بنجامین دیزرانیلی نشست.
ویلیام گلادستون و بنجامین دیزراییلی به ترتیب از حزب لیبرال و محافظه کار مهم‌ترین نخست وزیران دوره ویکتوریا بودند. جنگ واترلو از نبردهای معروف این دوره‌است.
گلادستون چنان با خانم رفتار کرد که تا مدت ها تحت تاثیر ویلیام قرار گرفته بود.
بعدها وقتی که نظر این خانم را در مورد این دو فرد پرسیدند پاسخ داد: بعد از نشست با آقای گلادستون مطمئن شدم که با حضور او باهوش ترین زن انگلستان هستم.
...


ادامه مطلب


نوع مطلب : داستان های مختلف، 
برچسب ها :






( کل صفحات : 13 )    1   2   3   4   5   6   7   ...